خصوصی
۱

کنسرت آیینه‌ها – همایون شجریان و گروه سیاوش – صوتی

کنسرت آیینه‌ها - همایون شجریان و گروه سیاوش - صوتی

 

 

 

اجرای ۶ مهر ۹۱

با تشکر از جناب sere عزیز که این کار رو به اشتراک گذاشتن

دانلود

 

مهتاب بنور دامن شب بشکافت
می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت
خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
اندر سر خاک یک بیک خواهد تافت|خیام|*******
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را|خیام|*******
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت|خیام|*******
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست|خیام|*******
خداوند خداوندان اسرار
زهی خورشید در خورشید انوار
ز عشق حسن تو خوبان مه رو
به رقص اندر مثال چرخ دوار
اگر خواهی عطای جاودانی
ز عالم‌های باقی ملک بسیار
از آن باده که ویرانیِ هوش است
ز شمس حق و دین بستان و هش دار|مولوی|*******
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینه رویا آه از دلت آه
ای دل تا کسی وصلش نخواهد
خون بایدش خورد در گاه و بی‌گاه

|حافظ|

*******
“هرچه کنی بکن مکن ترک من ای نگار من
هرچه زنی بزن مزن طعنه به روزگار من”
گر دل و دین من بشد در طلب وصال تو
صبر و تحملی بده از پس انتظار من
نگار من! نگار من! ای مه شام تار من
عشق تو سرنوشت من ، خاک درت بهشت من
زآتش عشقت ای صنم در تب و تاب این دلم
ای تو قرار دل بیا در دل بی قرار من
مهر تو مشرق وفا بود و من از فروغ تو
دل زده شو کران غم، تلخ تو خوشگوار من

|مهسا زمانیان|

(بیت اول از شوریده ی شیرازی)

*******
ساقیا برخیز و درده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را
دود آه سینهٔ نالان من
سوخت این افسردگان خام را
محرم راز دل شیدای خود
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک باره برد آرام را
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را

|حافظ|

*******
بازا به آن عهد دیرین وفا کن
بازا و یادی از این آشنا کن
غم آسمان دلم تیره کرده
بازا و خوشید‌ها را صدا کن
آیینه‌های بیقرار تو هستند
بازا که چشم انتظار تو هستند
باران شدم من در ملال بی تو بودن
دریاچه‌ها را گریه کردم گریه کردم
ای گشته پیدا در زلال اشک گرمم
ای سر کشیده دم به دم از آه سردم
آیینه‌های بیقرار تو هستند
بازا که چشم انتظار تو هستند
ای رونق خانه ی من کجایی
ای جان و جانانه ی من کجایی
من مانده در زمهریر زمستان
باغ بهارانه ی من کجایی
آیینه ها بیقرار تو هستند
بازا که چشم انتظار تو هستند
با این‌که عشق تو ای گل
آزرده سازد چو خارم
بازت به دل می‌پرستم
بازت به جان دوست‌دارم
آیینه‌های بیقرار تو هستند
بازا که چشم انتظار تو هستند

|هومن ذکایی|

*******
هم آوایی

*******
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و گل(می) جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

|حافظ|

*******
بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری
خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری
من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم
تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری
گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهم
نتوانم که به هر جا بروم در نظری
به فلک می‌رود آه سحر از سینه ما
تو همی برنکنی دیده ز خواب سحری
خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست
تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری

|سعدی|

*******
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من
یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من
ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها
ای آن پیش از آن‌ها ای آن من ای آن من
منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل تو کیوان من
ای یار من ای یار من، ای یار بی زنهار من
ای دلبر و دلدار من ای محرم و غمخوار من

|مولانا|

This Post Has Been Viewed 1,133 Times

1 دیدگاه در “کنسرت آیینه‌ها – همایون شجریان و گروه سیاوش – صوتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال تـلـگرام خصـوصـی