اشعار کلاسیک ایران – محمد معتمدی، جهان‌آبادی، هنجنی، میرزاپور، رحیمی و رضایی‌نیا

اشعار کلاسیک ایران

اشعار کلاسیک ایران – محمد معتمدی، سینا جهان‌آبادی، پاشا هنجنی، آزاد میرزاپور، علی رحیمی و حسین رضایی‌نیا


شرکت Ocora برنامه‌ش اینه که یه آلبوم از برنده‌ی جایزه‌ی موسیقی جهان‌ در سری جایزه‌های موسیقی فرانسه منتشر می‌کنه که سال پیش معتمدی این جایزه رو برده. البته در تهران ضبط شده این آلبوم ولی در فرانسه منتشرش کردن!

Radio France C560257
سینا جهان‌آبادی – کمانچه
پاشا هنجنی – نی
آزاد میرزاپور – تار
علی رحیمی – تنبک
حسین رضایی‌نیا – دف

hashiye

دانلود

خرید

 آموزش دانلود

hashiye

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وآن چنان پای گرفته‌ست که مشکل برود
دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود
چشم حسرت به سر اشک فرو می‌گیرم
که اگر راه دهم قافله بر گل برود
ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست
همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود
موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست
که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود
سهل بود آن که به شمشیر عتابم می‌کشت
قتل صاحب نظر آن است که قاتل برود
نه عجب گر برود قاعده صبر و شکیب
پیش هر چشم که آن قد و شمایل برود
کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود
گر همه عمر نداده‌ست کسی دل به خیال
چون بیاید به سر راه تو بی‌دل برود
روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری
پرده بردار که هوش از تن عاقل برود
سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود
حیف باشد که همه عمر به باطل برود
قیمت وصل نداند مگر آزرده هجر
مانده آسوده بخسبد چو به منزل برود

(Visited 106 times, 1 visits today)

11 thoughts on “اشعار کلاسیک ایران – محمد معتمدی، جهان‌آبادی، هنجنی، میرزاپور، رحیمی و رضایی‌نیا

  1. با سلام
    لطف کنید تو کارایی که می گذارید مشخص کنید تصویری هستند یا صوتی همیشه به هوای اینکه تصویری هستش دانلود میکنیم و بعدش میبینیم که صوتی بوده :-)
    ممنون

  2. دقیقا همین طور هست من این آلبوم را از سال ۹۳ چندین مرتبه گوش کردم در مقایسه با آثار قبلی آقای معتمدی مانند وطنم ایران، ای عاشقان. بودن و سرودن، صوفی و گاهی سه گاهی اثر ضعیفی به شمار می آید. به نظر میرسه برای وقت پر کنی خوب هست و اثر موسیقیایی خاصی نیست واقعا حیفه آقای معتمدی با صدای دلنشینی که داره اینجور آلبوم های ضعیفی تولید کنه البته ایشان الان بیشتر به موسیقی پاپ و تصنیف خوانی صرف روی آورده اند و آقایان وحید تاج و مجتبی عسگری پیشرو اجرای آثار موسیقی سنتی و ادامه دهنده راه استاد فقید شجریان بزرگ می باشند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.