قرائت قرآن کریم – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان

قرائت قرآن کریم - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان
 

قرائت قرآن کریم – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان

این کار با دو آلبوم به یاد پدر متفاوت است و آیاتی از سوره‌های زیر در این اجرا خوانده می‌شود: 
 
القيامة، الفجر، البلد، الزلزال، العاديات، الطارق، المؤمنون، الجاثية، الإسراء، مريم و الدخان
 
 
hashiye
32kbps – 13.1MB : دریافت از آپلودبوی – دریافت از مدیافایر : قسمت ۱قسمت ۲

پخش آنلاین قرائت قرآن کریم :

 

دریافت از کانال تلگرام

 آموزش دانلود

hashiye

 

ترجمه: محمدمهدی فولادوند

القيامة «۷۵» (۱۵-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ
سوگند به روز قيامت

وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
و سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر كه رستاخيز حق است

أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ
آيا انسان مى ‏پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد

بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ
آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم

بَلْ يُرِيدُ الإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ
انسان شك در معاد ندارد بلكه او مى‏ خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند

يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ
از اين‏رو مى ‏پرسد قيامت كى خواهد بود

فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ
بگو در آن هنگام كه چشمها از شدت وحشت به گردش در آيد

وَخَسَفَ الْقَمَرُ
و ماه بى ‏نور گردد 

وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ
و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند

يَقُولُ الإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ
آن روز انسان مى‏ گويد راه فرار كجاست

كَلاَّ لا وَزَرَ
هرگز چنين نيست راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد 

إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ
آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است

يُنَبَّأُ الإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ
و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مى كنند

بَلِ الإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است

وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ
هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد

***************************************************************************

الفجر «۸۹» (۱۵-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالْفَجْرِ 
سوگند به سپيده‏ دم 

وَلَيَالٍ عَشْرٍ
و به شبهاى دهگانه

وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ
و به جفت و تاق

وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ
و به شب وقتى سپرى شود

هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ
آيا در اين براى خردمند [نياز به] سوگندى [ديگر] است

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ
مگر ندانسته‏ اى كه پروردگارت با عاد چه كرد 

إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ
با عمارات ستون‏دار ارم

الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلادِ
كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود

وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ
و با ثمود همانان كه در دره تخته ‏سنگها را مى ‏بريدند

وَفِرْعَوْنَ ذِي الأَوْتَادِ
و با فرعون صاحب خرگاه ‏ها [و بناهاى بلند]

الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ
همانان كه در شهرها سر به طغيان برداشتند

فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ
و در آنها بسيار تبهكارى كردند

فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ
[تا آنكه] پروردگارت بر سر آنان تازيانه عذاب را فرونواخت 

إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ
زيرا پروردگار تو سخت در كمين است

فَأَمَّا الإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ
اما انسان هنگامى كه پروردگارش وى را مى ‏آزمايد و عزيزش مى دارد و نعمت فراوان به او مى‏ دهد مى‏ گويد پروردگارم مرا گرامى داشته است

***************************************************************************

البلد «۹۰» (۱۶-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

لا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ
سوگند به اين شهر

وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ
و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى

وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ
سوگند به پدرى [چنان] و آن كسى را كه به وجود آورد

لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِي كَبَدٍ
براستى كه انسان را در رنج آفريده‏ ايم 

أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ
آيا پندارد كه هيچ كس هرگز بر او دست نتواند يافت 

يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالا لُّبَدًا
گويد مال فراوانى تباه كردم 

أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ
آيا پندارد كه هيچ كس او را نديده است

أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ
آيا دو چشمش نداده‏ ايم 

وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ
و زبانى و دو لب 

وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ
و هر دو راه [خير و شر] را بدو نموديم

فَلا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
و[لى] نخواست از گردنه [عاقبت‏ نگرى] بالا رود

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ
و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت] چيست 

فَكُّ رَقَبَةٍ
بنده‏ اى را آزادكردن 

أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
يا در روز گرسنگى طعام‏ دادن

يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ
به يتيمى خويشاوند 

أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ
يا بينوايى خاك‏نشين 

***************************************************************************

الزلزال «۹۹» (۸-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِذَا زُلْزِلَتِ الأَرْضُ زِلْزَالَهَا
آنگاه كه زمين به لرزش [شديد] خود لرزانيده شود 

وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقَالَهَا
و زمين بارهاى سنگين خود را برون افكند

وَقَالَ الإِنسَانُ مَا لَهَا
و انسان گويد [زمين] را چه شده است

يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا
آن روز است كه [زمين] خبرهاى خود را باز گويد 

بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا
[همان گونه] كه پروردگارت بدان وحى كرده است

يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ
آن روز مردم [به حال] پراكنده برآيند تا [نتيجه] كارهايشان به آنان نشان داده شود

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
پس هر كه هموزن ذره‏ اى نيكى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد

وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
و هر كه هموزن ذره‏ اى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد

***************************************************************************

العاديات «۱۰۰» (۱۱-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا
سوگند به ماديانهائى كه با همهمه تازانند و با سم[هاى] خود از سنگ آتش مى ‏جهانند 

فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا
و برق [از سنگ] همى جهانند

فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا
و صبحگاهان هجوم آرند

فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا
و با آن [يورش] گردى برانگيزند

فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا
و بدان [هجوم] در دل گروهى درآيند

إِنَّ الإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است

وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ
و او خود بر اين [امر] نيك گواه است

وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
و راستى او سخت‏ شيفته مال است

أَفَلا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ
مگر نمى‏ داند كه چون آنچه در گورهاست بيرون ريخته گردد 

وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ
و آنچه در سينه‏ هاست فاش شود

إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ
در چنان روزى پروردگارشان به [حال] ايشان نيك آگاه است

***************************************************************************

الطارق «۸۶» (۱۷-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ
سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ
و تو چه دانى كه اختر شبگرد چيست

النَّجْمُ الثَّاقِبُ
آن اختر فروزان 

إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ
هيچ كس نيست مگر اينكه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

فَلْيَنظُرِ الإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ
پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است

خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ
از آب جهنده‏ اى خلق شده

يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ
[كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مى ‏آيد

إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ
در حقيقت او [= خدا] بر بازگردانيدن وى بخوبى تواناست

يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ
آن روز كه رازها [همه] فاش شود

فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلا نَاصِرٍ
پس او را نه نيرويى ماند و نه يارى

وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ
سوگند به آسمان بارش‏ انگيز

وَالأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ
سوگند به زمين شكافدار [آماده كشت] 

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ
[كه] در حقيقت قرآن گفتارى قاطع و روشنگر است 

وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ
و آن شوخى نيست 

إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا
آنان دست به نيرنگ مى‏ زنند 

وَأَكِيدُ كَيْدًا
و [من نيز] دست به نيرنگ مى‏ زنم

فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا
پس كافران را مهلت ده و كمى آنان را به حال خود واگذار

***************************************************************************

المؤمنون «۲۳» (۸۹-۷۵)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ
و اگر ايشان را ببخشاييم و آنچه از صدمه بر آنان [وارد آمده] است برطرف كنيم در طغيان خود كوردلانه اصرار مى ‏ورزند

وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ
و به راستى ايشان را به عذاب گرفتار كرديم و[لى] نسبت به پروردگارشان فروتنى نكردند و به زارى درنيامدند

حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ
تا وقتى كه درى از عذاب دردناك بر آنان گشوديم بناگاه ايشان در آن [حال] نوميد شدند

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ
و اوست آن كس كه براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد چه اندك سپاسگزاريد

وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
و اوست آن كس كه شما را در زمين پديد آورد و به سوى اوست كه گرد آورده خواهيد شد

وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلا تَعْقِلُونَ
و اوست آن كس كه زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند و اختلاف شب و روز از اوست مگر نمى‏ انديشيد

بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الأَوَّلُونَ
[نه] بلكه آنان [نيز] مثل آنچه پيشينيان گفته بودند گفتند

قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
گفتند آيا چون بميريم و خاك و استخوان شويم آيا واقعا باز ما زنده خواهيم شد

لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ
درست همين را قبلا به ما و پدرانمان وعده دادند اين جز افسانه ‏هاى پيشينيان [چيزى] نيست

قُل لِّمَنِ الأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
بگو اگر میدانید [بگوييد] زمين و هر كه در آن است به چه كسى تعلق دارد

سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ
خواهند گفت به خدا بگو آيا عبرت نمى‏ گيريد

قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
بگو پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ كيست

سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ
خواهند گفت‏ خدا بگو آيا پرهيزگارى نمى ‏كنيد

قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
بگو فرمانروايى هر چيزى به دست كيست و اگر میدانید [كيست آنكه] او پناه مى‏ دهد و در پناه كسى نمى ‏رود

سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ
خواهند گفت‏ خدا بگو پس چگونه دستخوش افسون شده‏ ايد

***************************************************************************

الجاثية «۴۵» (۴-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم

تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
فرو فرستادن اين كتاب از جانب خداى ارجمند سنجيده‏ كار است

إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ
به راستى در آسمانها و زمين براى مؤمنان نشانه‏ هايى است

وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ
و در آفرينش خودتان و آنچه از [انواع] جنبنده[ها] پراكنده مى‏ گرداند براى مردمى كه يقين دارند نشانه‏ هايى است

***************************************************************************

الإسراء «۱۷» (۱۴-۷)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا
اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ ايد و اگر بدى كنيد به خود [بد نموده‏ ايد] و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[تان] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست‏ يافتند يكسره [آن را] نابود كنند

عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا
اميد است كه پروردگارتان شما را رحمت كند و[لى] اگر [به گناه] بازگرديد [ما نيز به كيفر شما] بازمى‏ گرديم و دوزخ را براى كافران زندان قرار داديم

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا
قطعا اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه مى ‏نمايد و به آن مؤمنانى كه كارهاى شايسته مى كنند مژده مى‏ دهد كه پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود 

وَأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا
و اينكه براى كسانى كه به آخرت ايمان نمى ‏آورند عذابى پر درد آماده كرده‏ ايم

وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً
و انسان [همان گونه كه] خير را فرا مى‏ خواند [پيشامد] بد را مى‏ خواند و انسان همواره شتابزده است

وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً
و شب و روز را دو نشانه قرار داديم نشانه شب را تيره‏ گون و نشانه روز را روشنى‏ بخش گردانيديم تا [در آن] فضلى از پروردگارتان بجوييد و تا شماره سالها و حساب [عمرها و رويدادها] را بدانيد و هر چيزى را به روشنى باز نموديم

وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا
و كارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‏ ايم و روز قيامت براى او نامه‏ اى كه آن را گشاده مى ‏بيند بيرون مى ‏آوريم 

اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا
نامه‏ ات را بخوان كافى است كه امروز خودت حسابرس خود باشى

***************************************************************************

مريم «۱۹» (۱۴-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

كهيعص

ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا
[اين] يادى از رحمت پروردگار تو [در باره] بنده‏ اش زكرياست 

إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا
آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد 

قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
گفت پروردگارا من استخوانم سست گرديده و [موى] سرم از پيرى سپيد گشته و اى پروردگار من هرگز در دعاى تو نااميد نبوده‏ ام

وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا
و من پس از خويشتن از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست پس از جانب خود ولى [و جانشينى] به من ببخش

يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد و او را اى پروردگار من پسنديده گردان

يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا
اى زكريا ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است مژده مى‏ دهيم كه قبلا همنامى براى او قرار نداده‏ ايم 

قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا
گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنكه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده‏ ام

قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا
[فرشته] گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه اين [كار] بر من آسان است و تو را در حالى كه چيزى نبودى قبلا آفريده‏ ام

قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا
گفت پروردگارا نشانه‏ اى براى من قرار ده فرمود نشانه تو اين است كه سه شبانه [روز] با اينكه سالمى با مردم سخن نمى‏ گويى

فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا
پس از محراب بر قوم خويش درآمد و ايشان را آگاه گردانيد كه روز و شب به نيايش بپردازيد

***************************************************************************

الدخان «۴۴» (۳۷-۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم

وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ
سوگند به كتاب روشنگر 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ
[كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم

فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ
در آن [شب] هر [گونه] كارى [به نحوى] استوار فيصله مى‏ يابد 

أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
[اين] كارى است [كه] از جانب ما [صورت مى‏ گيرد] ما فرستنده [پيامبران] بوديم

رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
[و اين] رحمتى از پروردگار توست كه او شنواى داناست

رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است اگر يقين داريد 

لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الأَوَّلِينَ
خدايى جز او نيست او زندگى مى ‏بخشد و مى‏ ميراند پروردگار شما و پروردگار پدران شماست

بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ
ولى نه آنها به شك و شبهه خويش سرگرمند

فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ
پس در انتظار روزى باش كه آسمان دودى نمايان برمى ‏آورد

يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ
كه مردم را فرو مى‏ گيرد اين است عذاب پر درد

رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ
[مى‏ گويند] پروردگارا اين عذاب را از ما دفع كن كه ما ايمان داريم

أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ
آنان را كجا [جاى] پند[گرفتن] باشد و حال آنكه به يقين براى آنان پيامبرى روشنگر آمده است

ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ
پس از او روى برتافتند و گفتند تعليم‏ يافته‏ اى ديوانه است

إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ
ما اين عذاب را اندكى از شما برمى داريم [ولى شما] در حقيقت باز از سر مى‏ گيريد 

يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ
روزى كه دست به حمله مى‏ زنيم همان حمله بزرگ [آنگاه] ما انتقام‏ كشنده‏ ايم

وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ
و به يقين پيش از آنان قوم فرعون را بيازموديم و پيامبرى بزرگوار برايشان آمد

أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
كه [به آنان گفت] بندگان خدا را به من بسپاريد زيرا كه من شما را فرستاده‏ اى امينم

وَأَنْ لّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ
و بر خدا برترى مجوييد كه من براى شما حجتى آشكار آورده‏ ام 

وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ
و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى برم از اينكه مرا سنگباران كنيد

وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ
و اگر به من ايمان نمى ‏آوريد پس از من كناره گيريد 

فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ
پس پروردگار خود را خواند كه اينها مردمى گناهكارند 

فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
[فرمود] بندگانم را شبانه ببر زيرا شما مورد تعقيب واقع خواهيد شد

وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ
و دريا را هنگامى كه آرام است پشت‏ سر بگذار كه آنان سپاهى غرق‏ شدنى‏ اند

كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ
[وه] چه باغها و چشمه ‏سارانى [كه آنها بعد از خود] بر جاى نهادند

وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ
و كشتزارها و جايگاه ‏هاى نيكو

وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ
و نعمتى كه از آن برخوردار بودند 

كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ
[آرى] اين چنين [بود] و آنها را به مردمى ديگر ميراث داديم 

فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ
و آسمان و زمين بر آنان زارى نكردند و مهلت نيافتند

وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ
و به راستى فرزندان اسرائيل را از عذاب خفت ‏آور رهانيديم 

مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِينَ
از [دست] فرعون كه متكبرى از افراطكاران بود

وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ
و قطعا آنان را دانسته بر مردم جهان ترجيح داديم 

وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الآيَاتِ مَا فِيهِ بَلاء مُّبِينٌ
و از نشانه‏ ها [ى الهى] آنچه را كه در آن آزمايشى آشكار بود بديشان داديم

إِنَّ هَؤُلاء لَيَقُولُونَ
هر آينه اين [كافران] مى‏ گويند

إِنْ هِيَ إِلاَّ مَوْتَتُنَا الأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ
جز مرگ نخستين ديگر [واقعه‏ اى] نيست و ما زنده‏ شدنى نيستيم 

فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
اگر راست مى‏ گوييد پس پدران ما را [باز] آوريد 

أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ
آيا ايشان بهترند يا قوم تبع و كسانى كه پيش از آنها بودند آنها را هلاك كرديم زيرا كه گنهكار بودند 

 

(این پست کلا 1,449 بار دیده شده که 1 بار آن برای امروز بوده)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *