شهرام ناظری – ایران کهن

 

پژمان طاهری

فریدون مشیری

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو

اى بغضِ گل انداخته، فریادِ خطر شو

اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش

اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو

اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى

از خانه برون چیست که از خویش به در شو

گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش

ور تیغ فرو بارد، اى سینه سپر شو

خاکِ پدران است که دستِ دگران است

هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو

دیوارِ مصیبت کده ىِ حوصله بشکن

شرم آیدم از این همه صبرِ تو، ظفر شو

تا خود جگرِ روبهکان را بدرانى

چون شیر درین بیشه سراپاى،جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست

خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو

فریاد به فریاد بیفزاى، که وقت است

در یک نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو

ایرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است

ایران ِکهن در خطر افتاده، خبر شو

مشتى خس و خارند، به یک شعله بسوزان

بر ظلمتِ این شامِ سیه فام، سحر شو

ویدیو

ویدیو از رپید شیر

صوتی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

WP-Backgrounds Lite by InoPlugs Web Design and Juwelier Schönmann 1010 Wien