
کنسرت تصویری محمدرضا شجریان و گروه شهناز در قونیه
اجرای ۴ مهر ۱۳۹۴
سنتور: رامین صفایی
تار: رادمان توکلی
صراحی: مهرداد ناصحی
سَبو: کاوه معتمدیان
تمبک: حمید قنبری
شهنواز: آتنا اشتیاقی
تا پیش از این، تنها بخش کوتاهی از این کنسرت – که آخرین اجرای زندهی استاد شجریان است – در دسترس بود.
![]()
1080p – 1.45GB : مستقیم | آپلودبوی – مدیافایر
720p – 781MB : مستقیم | آپلودبوی
mp3 – 165MB : مستقیم | آپلودبوی
پخش آنلاین کنسرت تصویری محمدرضا شجریان و گروه شهناز در قونیه :
![]()
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم
تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری
یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم
جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم
هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل بیتوست خراب این دل
یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم
******
گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
ما ننگ خاص و عامیم از ننگ ما حذر کن
سرگشتگان عشقیم نه دل نه دین نه دنیا
از ننگ و بد برون آ آنگه بما نظر کن
بیرون ز کفر و دینیم برتر ز صلح و کینیم
نه در فراق و وصلیم رو نام ما دگر کن
ما رحمت و امانیم ما جان جان جانیم
بیرون زهر گمانیم با ما ز خود سفر کن
در عشق باده نوشیم مانند باده جوشیم
بیهوش و هم بهوشیم بی سر چو پا تو سر کن
دانی که ما چه جانیم کز جان و دل گرانیم
با ما میا درین ره اینجا ز سر سفر کن
******
گفتم که مژده بخش دل خرم است این
مست از درم در آمد و دیدم غم است این
گر چشم باغ گریه ی تاریک من ندید
ای گل ز بی ستارگی شبنم است این
باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت
تنها نه من ، گرفتگی عالم است این
ای دست برده در دل و دینم چه می کنی
جانم بسوختی و هنوزت کم است این
یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی
چندمین هزار امید بنی آدم است این
گفتی که شعر سایه دگر رنگ غم گرفت
آری سیاه جامه ی صد ماتم است این
******
بر من گذشتی سر بر نکردی
از عـشق گـفتم باور نکردی
دل را فکندم ارزان به پایت
سودای مهرش در سر نکردی
گفتم گلم را می بویی از لطف
حتی به قهرش پرپر نکردی
دیدی سبویی پر نوش دارم
با تشنگی هـا لـب تر نکردی
یادت به هر شعر منظور من بود
زین باغ پر گل منظر نکردی
هنگام مستی شور آفـرین بود
لطفی که با ما دیگر نکردی
******
هر که سودای تو دارد، چه غم از هر که جهانش؟
نگران تو، چه اندیشه و بیم از دگرانش؟
آن پی مهر تو گیرد، که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد، که ندارد غم جانش
هر که از یار، تحمل نکند، یار مگویش
وان که در عشق، ملامت نکشد، مرد مخوانش
به جفایی و قفایی، نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند، گر بزنی تیر و سنانش
گفتم «از ورطه عشقت، به صبوری به درآیم»
باز میبینم و دریا، نه پدید است کرانش
عهد ما با تو نه عهدی، که تغیّر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش
******
یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند
دیوانگان بندی زنجیرها دریدند
بس احتیاط کردیم تا نشنوند ایشان
گویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند
مستان سبو شکستند بر خنبها نشستند
یا رب چه باده خوردند یا رب چه مل چشیدند
جانهای جمله مستان دلهای دل پرستان
ناگه قفس شکستند چون مرغ برپریدند
آن را که جان گزیند بر آسمان نشیند
او را دگر که بیند جز دیدهها که دیدند
یک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شد
می تلخ از آن زمان شد خیکش از آن دریدند
******
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار، این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نو بهار است
گل به بار است
ابر چشمم، ژاله بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمرِ مرا مَچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن، بیشتر کن، بیشتر کن
مرغ بی دل، شرح هجران
مختصر، مختصر کن
مرغ بی دل، شرح هجران
مختصر، مختصر کن










با سلام
ضمن تشکر از تلاش شما در گردآوری بخش مهمی از هنر کشور.
آیا این برنامه همان تور کنسرت سرگشتگان عشق است؟
ممنون
بله یک بخش از تور کنسرت است البته این اجرا به دلیل ممنوع الخروجی استاد درخشان. با گروه کامل اجرا نشد