علیرضا قربانی و گروه آهنگ اشتیاق – شانزدهمین فستیوال قونیه

علیرضا قربانی و گروه آهنگ اشتیاق - شانزدهمین فستیوال قونیه

شانزدهمین فستیوال قونیه – ۲۰۱۹ 

علیرضا قربانی و گروه آهنگ اشتیاق 

آهنگساز، کمانچه و سه‌تار: سامان صمیمی 
سنتور: پویا سرایی 
تار و سه تار: میلاد محمدی 
ضربی‌ها: زکریا یوسفی 

hashiye

 ۷۲۰p – ۲۷۶MB  : مستقیم – آپلودبوی

فایل صوتی

پخش آنلاین شانزدهمین فستیوال قونیه:

 آموزش دانلود

hashiye

من ذره و خورشید لقائی تو مرا
بیمار غمم عین دوائی تو مرا
بی‌بال و پراندر پی تو می‌پرم
من که شدم چو کهربائی تو مرا

ای دوست به دوستی قرینیم ترا
هرجا که قدم نهی زمینیم ترا
در مذهب عاشقی روا کی باشد
عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام
این بار من یک بارگی از عافیت ببریده‌ام
ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام

دوران کنون دوران من گردون کنون حیران من
در لامکان سیران من فرمان ز قان آورده‌ام
گر گویدم بی‌گاه شد رو رو که وقت راه شد
گویم که این با زنده گو من جان به حق بسپرده‌ام

بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جداییها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
نی حریف هرکه از یاری برید
پرده‌هایش پرده‌های ما درید
نی حدیث راه پر خون می‌کند
قصه‌های عشق مجنون می‌کند
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

حال من خراب را شهر نماز میکند
قبله به سوی قامتت راز و نیاز میکند
عقل به سجده میرود عشق قیام میکند
هستی من چو دوزخی مست سلام میکند
شرم ندارد از تو من چهره‌ی من بیان کند
صورت من چو شعله‌ای رنگ هوس عیان کند
خرقه‌ی من به خواب او گم شد و من به سوی او
راه سفر گزیده‌ام تا برسم به کوی او

بیا بیا دلدار من دلدار من
درآ درآ در کار من در کار من
تویی تویی گلزار من گلزار من
بگو بگو اسرار من اسرار من
بیا بیا درویش من درویش من
مرو مرو از پیش من از پیش من
تویی تویی هم کیش من هم کیش من
تویی تویی هم خویش من هم خویش من
هر جا روم با من روی با من روی
هر منزلی محرم شوی محرم شوی
روز و شبم مونس تویی مونس تویی
دام مرا خوش آهویی خوش آهویی
ای شمع من بس روشنی بس روشنی
در خانه‌ام چون روزنی چون روزنی
تیر بلا چون دررسد چون دررسد
هم اسپری هم جوشنی هم جوشنی
ای فخر من سلطان من سلطان من
فرمان ده و خاقان من خاقان من
چون سوی من میلی کنی میلی کنی
روشن شود چشمان من چشمان من

شمع و پروانه منم
یار پیمانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
از خود بیگانه منم
مست می خانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمین وآسمان تو می لرزد
به زیر پای من
مه و ستارگان تو می سوزد
ز ناله های من
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
وای از این شیدا دل من
مست و بی پروا دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من
شیدا دل من
نامه تنها دل من
شام بی فردا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من
شیدا دل من
رسوای زمانه منم
دیوانه منم

منبع

(Visited 516 times, 1 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.