گل‌های شجریان – گل‌های رنگارنگ ۴۷۲

گل‌های شجریان – گل‌های رنگارنگ ۴۷۲

گل‌های رنگارنگ ۴۷۲ – آواز بیات اصفهان 

گل‌های شجریان (۳۳) 

خوانندگان: محمدرضا شجریان  و مرضیه 
ویولن و آهنگساز: همایون خرم  

گوینده: فیروزه امیرمعز 
غزل آواز: سعدی 
شعر تصنیف: معینی کرمانشاهی  

بر آن شدیم تا با همکاری پیج وزین خانه شجریان تمامِ برنامه‌های رادیویی محمدرضا شجریان را تحت عنوان «گل‌های شجریان» با زمانبندی مشخص خدمت شما همراهان عزیز ارائه کنیم.

ما در سایت پروژه‌ای مجزا به نام اجراهای رادیو را برای شما بزرگان قرار دادیم. تفاوت آن پروژه با مجموعه‌ی گل‌های شجریان در پالایش آثاری است که در پروژه‌ی گل‌های شجریان ارائه می‌دهیم. البته سعی کردیم بهترین کیفیت موجود از آثار را هم در اجراهای رادیو قرار دهیم.

hashiye

۱۹۲kbps – ۴۰.۶MB : مستقیم | آپلودبوی

پخش آنلاین گل‌های رنگارنگ ۴۷۲ :

دریافت از کانال تلگرام

 آموزش دانلود

hashiye

 

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته
ای خدای بی نصیبان طاقتم ده طاقتم ده
قبله گاه ما غریبان طاقتم ده طاقتم ده

ساغرم شکسته ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی

در میان طوفان بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم

تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکسته ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
تو تشنه کامم کشتی در سراب ناکامی ها ای بلای نافرجامی ها
نبرده لب بر جامی می کشم به دوش از حسرت بار مستی و بدنامی ها
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم

ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی

حکایت از چه کنم شکایت از که کنم
که خود به دست خود آتش بر دل خون شدۀ نگران زده ام
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
تو تشنه کامم کشتی در سراب ناکامی ها ای بلای نا فرجامی ها
نبرده لب بر جامی می کشم به دوش از حسرت بار مستی و بدنامی ها
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم

ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی

******************************

حسن تو دایم بدین قرار نماند
مست تو پیوسته در خمار نماند
ای گل خندان نوشکفته نگه دار
خاطر بلبل که نو بهار نماند
هم بدهد دور روزگار مرادت
ور ندهد جور روزگار نماند
سعدی شوریده بی قرار چرایی
در پی چیزی که بر قرار نماند

(Visited 453 times, 7 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.