ده تصنیف از اکبر گلپایگانی – تصنیف‌های برگزیده‌ی گلپایگانی به انتخاب خصوصی

ده تصنیف از اکبر گلپایگانی – تصنیف‌های برگزیده‌ی گلپایگانی به انتخاب خصوصی

ده تصنیف از اکبر گلپایگانی – تصنیف‌های برگزیده‌ی گلپایگانی به انتخاب خصوصی 

اکبر گلپایگانی۱۰ بهمن سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شد. گلپایگانی در پنج سالگی مادر خود را از دست می‌دهد و این حادثه در آن زمان تأثیر بدی بر روحیه وی گذاشته بود.

در سال ۱۳۱۸, گلپا وارد دبستان فرهنگ شد و به عنوان قاری قرآن در کلاسش برگزیده شد. پس از این فعالیت‌ها، وی با آشنایی با تعزیه خوان محله شان و کار کردن زیر نظر او اصول اولیه آوازخوانی را آموخت. در سال ۱۳۲۰ وی به‌طور جدی و منظم تعلیم موسیقی و دستگاه‌ها را نزد پدر آغاز کرد. در سال ۱۳۲۶ نخستین تجربهٔ حضور در یک ارکستر و گروه کر را کسب کرد و در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو شد. او از سال ۱۳۲۸ به بعد با هنرمندان سرشناسِ موسیقی آشنا شد و آموزش را زیر نظر آنان آغاز کرد.

از جمله استادان اکبر گلپایگانی می‌توان به هنرمندانی همچون حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر)، نور علی برومند، اسماعیل قهرمانی، ابوالحسن صبا، یوسف فروتن، محمد مجرد ایرانی، عبدالله دوامی، ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده و سلیمان امیر قاسمی اشاره کرد.

در سال ۱۳۳۵ سازمان یونسکو از اکبر گلپایگانی، نورعلی برومند و علی‌اصغر بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت به عمل آورد. در سال ۱۳۳۷ وی از سوی داود پیرنیا (مبتکر برنامه گلها) به رادیو دعوت شد. 

۱: تصنیف ساقی، آهنگ: فضل‌الله توکل، شعر: جهانبخش پازوکی 
۲: تصنیف دلخراب، آهنگ: علی تجویدی، شعر: مهدخت مخبر 
۳: تصنیف تک درخت، آهنگ: اسدالله ملک، شعر: هما میرافشار 
۴: تصنیف قدر محبت، آهنگ: محمد حیدری، شعر: هما میرافشار 
۵: تصنیف وطن، شعر و آهنگ: امیر پازوکی
۶: تصنیف هوس میکده، آهنگ: محمد حیدری، شعر: هما میرافشار 
۷: تصنیف فریاد عاشق، شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی 
۸: تصنیف نقش غم، آهنگ و شعر: فضل‌الله توکل 
۹: تصنیف موی سپید، شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی 
۱۰: تصنیف آوازه خوان، آهنگ: جهانبخش پازوکی، شعر: آرش سزاوار 

hashiye

۱۲۸kbps – ۷۹.۶۲MB  :   مستقیم | آپلودبوی

پخش آنلاین ‌‌ده تصنیف از اکبر گلپایگانی :

دریافت از کانال تلگرام

 آموزش دانلود

hashiye

ای ساقی آرامم کن دیوانه ام رامم کن
من خسته ایامم ساقی تو آرامم کن
گمگشته ای در خویشم ساقی تو پیدایم کن
با ساغر شیدایی سرمست و شیدایم کن
در سینه پنهان کردم فریاد آوازم را
محض خدا روزگار مشکن دگر سازم را
من مرغ خوش آواز این شهرم می دانم می دانی
کز رنج این خاموشی می گریم در خلوت پنهانی
از جان ما چه خواهی ای دست بیرحم زمونه
تا کی به تیر ناحق می گیری قلب ما نشونه
در سینه پنهان کردم فریاد آوازم را
محض خدا روزگار مشکن دگر سازم را
ای ساقی آرامم کن دیوانه ام رامم کن
من خسته ایامم ساقی تو آرامم کن
گمگشته ای در خویشم ساقی تو پیدایم کن
با ساغر شیدایی سرمست و شیدایم کن
سرمست و شیدایم کن

🎶🎶🎶🎶

دل خرابه چه خرابی جای آبادی نمونده
خیلی وقته دل تنگم نغمه شادی نخونده
نغمه شادی نخونده
بس که هر شب تا سحر خدا خدا کرده دل من
دیگه در سینه سوزان آه و فریادی نمونده
آه و فریادی نمونده
دل خرابه چه خرابی جای آبادی نمونده
دل شکسته آخه بس که دلهای شکسته دیده
نا امیده بس که درهای امید و بسته دیده
تو جهان می فروشان دل پی چراغ میگرده
تو کویر خشک و سوزان به امید آب میگرده
من کلام عاشقی را توی سینم بنوشتم
من به خاطر تو جانا حتی از خودم گذشتم
حتی از خودم گذشتم
دل خرابه چه خرابی جای آبادی نمونده
من کلام عاشقی را توی سینم بنوشتم
من به خاطر تو جانا حتی از خودم گذشتم
حتی از خودم گذشتم
دل خرابه چه خرابی جای آبادی نمونده

🎶🎶🎶🎶

پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سنگی ز شاخه ی غم
گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من اون تک درختی
که در کام طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش
ز خشم طبیعت شکسته
ندونستم این را به عمرم
نمی مونه عشقم برایم
ندونستم ای بی خبر ز دلم
که بی اعتباره وفای تو هم
تو اکنون ز عشقم گریزونی
غمم را ز چشمم نمی خونی
ازین غم چه حالم نمیدونی
پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سنگی ز شاخه ی غم
گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من اون تک درختی
که در کام طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش
ز خشم طبیعت شکسته

🎶🎶🎶🎶

قدر محبتُ بدون، توی دنیا کمه
همدمِ خوب و مهربون، توی دنیا کمه
حالا که افتاده ای، شکسته دل زیر پای
حالا که دیوونه ای، می خواد بمیره برات
قدر محبتُ بدون، توی دنیا کمه
همدمِ خوب و مهربون، توی دنیا کمه
از تو چه پنهون کنم، می زده ام تا گلو
با دل پیمونه ها، از تو کنم گفتگو
هستی و امید من بسته به یک تار مو
این دل دیونه ام برده ز من آبرو
قدر محبتُ بدون،توی دنیا کمه
همدمِ خوب و مهربون، توی دنیا کمه
حالا که افتاده ای، شکسته دل زیر پای
حالا که دیوونه ای، می خواد بمیره برات
قدر محبتُ بدون،توی دنیا کمه
همدمِ خوب و مهربون، توی دنیا کمه

🎶🎶🎶🎶

توی تنهایی غربت جایی که با سختی اینجا کردم عادت
واسه خاک و کوه و دشتم واسه اونچه با دلم به جا گذاشتم
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات گریه من غریب یه جور آهنگه برات
بغض پنهان شده در من بغضی که گلومو داره می فشاره
امشب از روزنه چشمام بارون اشکای من می خواد بباره
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات گریه من غریب یه جور آهنگه برات
حق نبود که این روزا تو رو تنها بذارم خود من اینجا باشم دلمو جا بذارم
اما من هر جا باشم ریشه ام وجود توست دل من عاشق تو ، بر لبم سرود توست
می دونی که من تنم تو جونمی وقتی نبضم می زنه که خونمی
تو همون دلیل بودن منی من دلی عاشق و تو درمونمی
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات گریه من غریب یه جور آهنگه برات
شب بارانی و کوه و دشت تو عاشق بوی گلها و خشت تو
لحظه لحظه ، لحظه ها رو می شمرم تا بشم فدای سرنوشت تو
تا بشم فدای سرنوشت تو شب بارانی و کوه و دشت تو
عاشق بوی گلها و خشت تو لحظه لحظه ، لحظه ها رو می شمرم
تا بشم فدای سرنوشت تو تا بشم فدای سرنوشت تو
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات گریه من غریب یه جور آهنگه برات
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات

🎶🎶🎶🎶

هوس میکده داره دله دیوونه ی من
نمیدونه بیتو ایام بهار رو چه کنه ، چه کنه ، چه کنه
آخه باز خونه خرابه غمه عشقه تو بگو
دل آشفته ی بی صبر رو قرار
و چه کنه ، چه کنه ، چه کنه
میدونی که هر شبی دیوونه ی تو
مست مست میاد به سویه خونه ی تو
میدونی که هر شبی دیوونه ی تو
مست مست میاد به سویه خونه ی تو
ای مسافر ای عزیزم ای بهاره آرزویم
بیتو هر شب غم نشسته در کنار ام رو به رویم
بغض تنهایی شکسته ناله ام را در گلویم
هوس میکده داره دله دیوونه ی من
نمیدونه بیتو ایام بهار رو چه کنه
چه کنه ، چه کنه
آخه باز خونه خرابه غمه عشقه تو بگو
دل آشفته ی بی صبر رو قرار
و چه کنه ، چه کنه ، چه کنه
میدونی که هر شبی دیوونه ی تو
مست مست میاد به سویه خونه ی تو
میدونی که هر شبی دیوونه ی تو
مست مست میاد به سویه خونه ی تو
میدونی که هر شبی دیوونه ی تو
مست مست میاد به سویه خونه ی تو

🎶🎶🎶🎶

من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا ، سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم ، پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
من که میدانم اجل ، ناخوانده و بی دادگر
سرزده می اید و راه فراری نیست نیست
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟
من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد
نوبت نوبتِ خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟

🎶🎶🎶🎶

نقش من چرا نقش ماتمه
خنده های من گریه ی غمه
گو به من خدایا
ز دلم آگهی تو آیا؟
گو به من خدایا
ز دلم آگهی تو آیا؟
درد بی کسی را چشیده ام
از همه جهان پا کشیده ام
گو به من خدایا
ز دلم آگهی تو آیا؟
آنکه با دلم همزبان نشده
آتشم زده مهربان نشده
آنکه هستی ام داده رنگ فنا
اشک حسرتم را ندیده چرا
گو به من خدایا
ز دلم آگهی تو آیا؟
هر شب به درگاهت دعا کردم الهی
کین خسته را با خسته جانی ها پناهی
من سایه وار از هستی خود می گریزم
شاید که بر بگذشته ها اشکی بریزم
آنکه با دلم همزبان نشده
آتشم زده مهربان نشده
آنکه هستی ام داده رنگ فنا
اشک حسرتم را ندیده چرا
گو به من خدایا
ز دلم آگهی تو آیا؟

🎶🎶🎶🎶

موی سپید رو توی آینه دیدم؛ آهی بلند از ته دل کشیدم…
تا زیر لب شکوه رو کردم آغاز؛ عقل هی ام زد که خودت رو نباز!
عشق باید پادر میونی کنه؛ تا آدم احساس جوونی کنه
رفته بودم تا مثل یک کبوتر؛ باز کنم تو آسمون بال وپر
دیدم که شوقی ندارم به پرواز!
عقل هی ام زد که خودت رو نباز…
عشق باید پادر میونی کنه؛ تا آدم احساس جوونی کنه
رفتم که با شادی و سازش کنم…
گلای گلدونو نوازش کنم…
از دل بی حوصله غمگین شدم؛ تشنه دلداری و تسکین شدم
تا زیر لب شکوه رو کردم آغاز؛ عقل هی ام زد که خودت رو نباز!
عشق باید پادر میونی کنه؛ تا آدم احساس جوونی کنه

🎶🎶🎶🎶

آوازه خوان خسته ام که از همه گسسته ام
طنین بغض گریه ام که ره به سینه بسته ام
ببین که نای خسته ام چه دل شکسته میزند
برای خواب چشم تو نوای خسته میزند
شمعم و راه واپسین ز عشق تو شعله می کشم
طفلم و گریه می کنم منتظر نوازش ام
شبی که ماه عاطفه اسیر ابر کینه شد
برای مرگ باغ عشق سکوت گل ضمینه شد
شبی که باد فتنه ها تگرگ لاله ها وزرید
ز چشم لاله اشک غم به دامن چمن چکید
من آن شمعمم که از سر تا به پا پیوسته می سوزم
من آن گویای خاموشم که لب از شکوه می دوزم
من آن مرغ اسیرم ناگزیرم ناگزیرم
برای تو بخوانم تا بمیرم تا بمریم
من آن یک مشت خاکم خاک پاکم خاک پاکم
برای واقعی ها هلاکم من هلاکم

 

(این پست کلا ۴,۹۳۵ بار دیده شده و که ۵ بار آن برای امروز بوده)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.