باغ و بهار و آینه – کنسرت صدیق تعریف و گروه نوروز در خانه فرهنگ ایتالیا

باغ و بهار و آینه - کنسرت صدیق تعریف و گروه نوروز در ایتالیا

باغ و بهار و آینه – کنسرت صدیق تعریف و گروه نوروز

حامد فکوری : تار
نوید دهقان : کمانچه
امین گلستانی : بربط
صادق تعریف : تنبک و دف

hashiye

از نگاه یاران  / رازیانه / لنجه / دیدم رویش
من با کیفیت پایینتر گذاشتم و HD نیستن(حجمشون کمتره)

 آموزش دانلود

hashiye

از نگاه یاران به یاران ندا می رسد
دوره ی رهایی فرا می رسد
این شب پریشان سحر می شود
روز نو گل افشان به ما می رسد
بخت آن ندارم که یارم کند یاد من
حال من که گوید به صیاد من
گرچه شد دل زار گرفتار به بیداد او
عاقبت رسد عشق به فریاد من
ساقیا کجایی کجایی که در آتشم
وز غمش ندانی چه ها می کشم
ساقی از در و بام بلا می رسد
بر دلم از این عشق چه ها می رسد

رازیانه رازیانئ وه گوله به ریحانئ
یار بؤ ده نگی نایئ ، له و ده ر و ئه ی وانئ
ئاره زوومه ندی به حه د وی ئه رده ن
فیراوان خیل تاسه ی تو که رده ن
رازیانه رازیانئ وه گوله به ریحانئ
یار بؤ ده نگی نایئ ، له و ده ر و ئه ی وانئ
شه وان تا وه رؤژ ، بیرم له لاته
رؤح و ره وانم له خاکی پاته
رازیانه رازیانئ وه گوله به ریحانئ
یار بؤ ده نگی نایئ ، له و ده ر و ئه ی وانئ
یانه چه ش منی فه را مؤش کرده
مه ر وعده ندان و شه رتی مه ردن
رازیانه رازیانئ وه گوله به ریحانئ
یار بؤ ده نگی نایئ ، له و ده ر و ئه ی وانئ

دیدم رویش، گل باغ جنان
و آن ابرویش، خم تیر و کمان
برگیسویش بنفشه نگران
دل رفت از کف

نوبر گلشن مهر و صفا
رو به عاشق بیچاره نما
بی تو جان می رود از بر ما
دل رفت از کف

چشم جادوی تو
خم ابروی تو
شده کمند دلم
زحال خود غافلم

همه جا گر بینم دلبران
به تو دل بسپارم همچنان
جانا با ما بیا بیا تا دهم به تو از آن می ارغوان به جام
جانا بر ما تا کی می فکنی از سر خواری نظر

یک دم بنشین با من
ای حبیب من با ناز لیلی از بر مجنون خود یک زمان جانا بگذر

دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم
دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم

تا خود چه باشد حاصلی از گریه ی بی حاصلم
چون سایه دور از روی تو افتاده ام در کوی تو

چون سایه دور از روی تو افتاده ام در کوی تو
چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم
و آن ابرویش، خم تیر و کمان
برگیسویش بنفشه نگران
دل رفت از کف

نوبر گلشن مهر و صفا
رو به عاشق بیچاره نما
بی تو جان می رود از بر ما
دل رفت از کف

چشم جادوی تو
خم ابروی تو
شده کمند دلم
زحال خود غافلم

همه جا گر بینم دلبران
به تو دل بسپارم همچنان
جانا با ما بیا بیا تا دهم به تو از آن می ارغوان به جام
جانا بر ما تا کی می فکنی از سر خواری نظر

یک دم بنشین با من
ای حبیب من با ناز لیلی از بر مجنون خود یک زمان جانا بگذر

دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم
دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم

تا خود چه باشد حاصلی از گریه ی بی حاصلم
چون سایه دور از روی تو افتاده ام در کوی تو

چون سایه دور از روی تو افتاده ام در کوی تو
چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم

(این پست کلا ۱۵۲ بار دیده شده که ۱ بار آن برای امروز بوده)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.